به هر روی آینده رخ خود بر ما خواهد گشود. اما آنچه را که در سازش در ایران از ایرانی دیده ام، گمانی نا خوشبینانه در من پدید آورده، که هرگز نمی توانم کامیابی را به باور نزدیک بدانم! اما باید بود و دید فردای ایران را. من با خشونت هرگز همسو نبوده و نیستم. اما هیچ انقلابی در جهان و تاریخ با سکوت و سکون به سرانجام نرسیده است. اما آنچه که روشن است، آن است که شعفی را که در تونس و مصر در مردم پدید آمد، می توانست همگونش در ایران دو سال پیش پدید آید. پرسش این است، که از چه روی ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم، و همچنان تلفات می دهیم؟؟؟!!!
گیجی و سردر گمی همه را فرا گرفته است. نمی دانیم به کدام سو بخیزیم و از کدام بام به پرواز درآییم! فرجامش اینی است که امروز می بینیم، و چه دردناک است دیدنش!
همچنین این رژیم از هیچیک از ما هراسی ندارد. تنها هراس زورمداران و قرمانروایان، از هم پاشیدگی درونی در بلوک قدرت است، که با قربانی کردن ا.ن آن نیز از میان خواهد رفت. شاید خاتمی را آماده کرده اند به سه علت:
- با چهره ای نسبتاً مردمی و نرمش وی، خشم مردم فرو نشیند
- اقتصاد سامانی نسبی یابد
و
- در گسترۀ جهانی نمودی بهتر پدید آید.
خامنه ای خوب می داند خاتمی بسیار رام و مطیع اوامر ملوکانه اش است. پس مهره ای بهترین است در میان سایرین! اما این به مردم بسته است که چشم بر همه چیز ببندند و هر آنچه که در این دو سال روی داده را از یاد بَرَند. و یـــا ...
!!!