۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه

چرا آنان که این افیون انقلاب را ببار آوردند از مردم پوزش نمی خواهند؟!


محمد نوری زاد بارها از مردم بواسطۀ کژاندیشی، دژمخویی و نامردمی جمهوری اسلامی پوزش خواسته است، و اما از چه روی دیگران چنین نکرده و نمی کنند؟ چرا آنان که در روی کار آمدن این رژیم سراسر بدکامی، درماندگی و بی سامانی دستی در کار داشته، و یا در پیرامون و فرآیند با آن همراهی نموده اند، خواستار بخشایش مــــــــــردم  نیستند؟ اکنون که موسوی و کروبی و خاتمی و ریز و درشتان اصلاح طلب همچنان بر ریسمان پوسیده و تار و پود گسستۀ افیون ولائی چنگ می زنند، چندان به آن سان امید نیست. اما چرا دیگران همچون ابراهیم یزدی، بنی صدر، ریز و درشتان نهضت آزادی، جبهۀ ملی، مجاهدین خلق، مصدقی ها، توده ای ها و شبهه مارکسیست های ریز و درشت و همه و همه و همه که دستی در ببار آمدن این رژیم زهراگین داشته اند، هرگز از مردم پوزش نمی خواهند؟! چرا همانندان آن ابوموسای عشری زمان (بهرام مشیری) و سایر هم اندیشان مصدقیَـــش به مردم نمی گویند، که ما بودیم که شما را فریفتیم تا با دستان خویش این خاک را بر سرهایتان ریخته، و ایران و ایرانی را برای سه نسل پیاپی به نابودی کشانید! چــــــــــــــــرا نمی گویند؟؟؟ 
ای خدو بر سر و رویشان که اینگونه ایران را ویران ساختند، و حتا مردم را پشیزی نمی دانند که تا بخواهند که ببخشایندشان!
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ فروردین ۲۰, یکشنبه

روز هسته ای در دفتر تاریخ جمهوری ولایت فقیه

امروز هم که بعنوان «روز ملی فناوری هسته ای» در تقویم رسمی جمهوری اسلامی نام گذاری شد.
در پشت این اعلام رسمی چه چیز وجود دارد؟
  • ایجاد هراس در کشورهای منطقه و جهان
  • به رخ کشیدن توان تولیدی
  • استقلال و خودکفایی ایران در بخش ها و سطوح گوناگون ملی
  • بالارفتن سطح سرانه و اقتصادی پویا و شکوفا
  • و و و و و ...
و یــــــــــــا
  • پُرروبازی  و هل من مبارز طلبی گروهی احمق، نادان، کودن، ابله، غیر ایرانی و ضد ایرانی برای به خطر و مخاطره انداختن کشور و نابودی بیش از پیش آن!!! 
آخر که را می تراسنند؟ جهان را؟!
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

عزیزان بِحِل کنید مرا ـ رنجنامۀ چند بیتی مهاجر افغان چه می گوید؟


بسیار با چکامه ای که از مهاجر دلسوختۀ افغان توسط مهدی فلاحتی در صفحۀ آخر آدینه شب قرائت گردید، به درد آمدم.
اما یک سخن؛
ما متعلق به کشوری هستیم، که مردمش همچنان ترک را عل می داند، فارس را بل می نامد، عرب را چنین می داند و کرد را چنان، بلوچ را بچشمی ویژه می نگرد، و در وصف لر جور دیگری می گوید و هکذا!!! این است که همچنان بر کوس نا اهلی دمیده می شود! هیهات...
هم میهنان؛ ای کسانی که بر کوروش کبیر می بالید، و ای آنانی که از مسلمانی خویش سرمستید. کوروش در پنج سده پیش از میلاد مسیح نخستین منشور آزادی بشری را با یکسانی و همسانی آدمیان نبشت. و نیز آنکه مسلمانان از علی و محمد و دیگر پیشوایان دینیشان همواره چه ها گفته، نوشته و باز گفته اند. آیا این است فرجام کار؟!
تا فرهنگ آزادگی و انسان مداری در مردم ایران ـ با پا نهادن و برگرفتن از هر گونه باور و نگرش درستِ در اذهان که انسان سازی را بر ضمه دارد ـ پا نگیرد همین آش است و همین کاسه.
در خصوص افغانستان ـ که فغانستان و اندوهستان همواره بوده و هست ـ یک آرزو دارم. و آن این است که روزی در ایرانمان حکومتی آزاد و دموکراتیک پدید آید، و در این دو کشور دو رفراندوم به انجام رسیده، و این دو کشور یکدست ـ که با شیطنت شیطان پیر استعمار(انگلستان)  دو پاره گردیده ـ مانند دو آلمان شرقی و غربی به یک کشور واحد بدل گردند. آنگاه مردم فغانزده در کنار هم ریشه ها و هم زبانان خود، با برخورداری از دارایی های خدادادی ایرانزمین بوعلی سیناها، بوریحان ها، محمد خوارزمی ها، مولاناها و ... را به ایرانزمین هدیه کرده، و هر دو ملت به آرامش رسند. اما در کشوری واحد دموکراتیک.
امیدوارم و امیدوارم و امیدوارم.   
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

در آستانه نوروزی دیگر بدون شهلا ـ پیامی به ناصر محمدخانی

اینک دومین بهار ایرانی را بی شهلا به جشن می نشینیم. اما هرگز او را از یاد نبرده و نمی بریم.

ناصر؛

نمی دانم تو وجدانت فروخته یا نه؟ اصلاً اگر از درونه ای بنام «وجدان» برخوردار باشی! اما این را بدان، که من و همسانانم هیچگاه آن ستم را که بر آن زن معصوم روا داشته ای را فراموش نخواهیم کرد، ای مزدور پست فطرت و دیوسرشت! براستی که در آتش خشم همچنان خواهیم سوخت و هرگز تو را نخواهیم بخشود. این را بدان و از یاد ممبر!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ اسفند ۱۳, شنبه

چرا تظاهرات های آزادیخواهی مردمی در ایران ببار ننشست و ناکام ماند؟


چرایی آنرا می توان در این فرتور که نیک گویای مطلب است یافت. آری آنگاه که یک تن را گرفته و می زدند و می بردند، یکصد تن با موبایل از او فیلم و عکس گرفته، تا برای یوتیوب، فیس بوک و بالاترین جلب نظر کنند، و امتیازهای بیشتری بدست آورند. این است رمز ناکامی مردم ایران در جنبش آزادیخواهی موسوم به سبز!


ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

نمایندۀ ایرانی تبار مقیم نروژ برای حضور در یورو ویژن

شب گذشته جوانی ایرانی با نام تورج و تخلص هنری «توجی» از خانواده ای شیرازی، برای نمایندگی کشور نروژ برای شرکت در رقابت های یورو ویژن سال 2012 ـ که در ماه مه سال جاری میلادی در کشور آذربایجان برگزار خواهد گردید ـ برگزیده شد. ضمن آرزوی کامیابی برای این دلبند ایرانی تبار، امید است که هم میهنان سراسر جهان که حق رأی را دارا هستند، این عزیز ایرانی را همدلی کنند. با امید آنکه روزی همگی نام آفرینان عرصه های دانش و هنر نام و پرچم ایران را جلال دهند.
بار دیگر سربلندی ایران همیشه سرفراز آرزو می شود.
ارسال به بی رنگی