‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اسلام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ فروردین ۲۷, سه‌شنبه

نقش مذهب!




مذهب در درازناي تاريخ پديده اي جز «خر كردنِ» مردم و «سواري گرفتن» از آنان نبوده است. آنچه كه در اسلام نمودي متمايز و چشمگير را نيز در پي داشته، پديده اي نيست جز «ولايت» و «امامت» كه بروشني هر خرمندي را در تحميق بشر به حيرت واداشته، كه تا كجا اين ناقه در گل مي رود!!!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ اسفند ۱۶, چهارشنبه

اگر حجاب ظهورت وجود پست من است، دعا كن كه بميرم چرا نمي آيي؟



امروز پس از مدتها به وبسایت های گوناگون برای دانلود ترانه های مورد نظرم مراجعه کردم، که برخوردم به این جمله «اگر حجاب ظهورت وجود پست من است، دعا كن كه بميرم چرا نمي آيي؟» در ذیل صفحۀ یکی از آنها! نمی دانم به چه مفهومی است، اما کمی تأمل پذیر است.
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

تعصب دینی بس است!

اگر روزي مسلمان درمي يافت كه وكيل و سخنگوي شريعت اسلام و رسولش نيست، همانگونه كه پيشتر مسیحيان اروپا در آیینشان هنگام و پس از رنسانس آنرا دريافتند، جهان ساختار و سيماي ديگر و بهتري مي يافت!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه

وجهی دیگر در افتراق کشورهای اسلامی با غربی

امروز در یک بیمارستان دولتی در نزدیکی شهر اسلو بودم. در طبقۀ همکف بیمارستان که به انتظار ایستاده بودم، به نکته ای جالب برخوردم، که بسیار درخور دیدم تا آن را نوشته و با هم میهنان ـ بویژه ساکنان در ایران ـ در میان گذارم.

و آن نکته چه بود؟

قضیه از این قرار بود، که در آن بیمارستان به رسم معمول همۀ بیمارستان ها در این کشور و سایر کشورهای غربی، برای نیایش و آرامش حال همراهان و بستگان نزدیک بیماران، یک مکان بنام Chapel (کلیسای کوچک) تعبیه شده است.

و اما چه چیز شگفتی مرا بر انگیخت؟

در کنار آن Chapel اتاقی به همان اندازه و امکانات درخور و نیاز به عنوان مسجد(پرستشگاه مسلمانان) به همراه کمدی حاوی کتب قرآن و ادعیۀ اسلامی، و وضوحانه ای کوچک با یک دستشویی نسبتاً بزرگ با ارتفاع کم برای شستشوی پاها برای مسلمانان اهل سنت به منظور وضو قرار داده شده بود!

با خویش اندیشیدم، این است روی افتراق و ناهمگونی میان کشورهای اسلامی نظیر کشورمان ایران با کشورهای عربی که چنین بر هر انسانی با هر کیشی ارج می نهند، و برایشان همه امکاناتی را برای آسودگی فراهم می آورند، که به آسانی بر مناسک مذهبی خویش در هر مکان و هر زمانی همت گمارند. حال آنکه نه تنها در میهنمان چنین چیزی در هیچ بیمارستانی نیست، بلکه در قاموس اسلامی حتی حق بنای مسجد برای اهل سنت در شهرهای شیعه نشین بویژه تهران وجود ندارد!!!

براستی چه باید گفت؟

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه

هویت یک مسلمان در قاموس چند همسری

امروز سر کلاس درس به دختر خانمی از کشور اریتره رو کرده و بشوخی گفتم: فلانی ـ اشاره به هم میهنش ـ مجــرد است. به من در پاسخ گفت: او 4 زن دارد! من بی درنگ رو کرده و به آن پسر گفتم: می بینی او چه می گوید؟! و وی اینچنین مرا پاسخ داد که من یک مسیحی هستم، و بیش از یک همسر نمی توانم گزینم .

با خود گفتم که عجب دینی است و چه آبرویی نزد دارندگانش است، که تعدد زوجه ملاکی است برای تشخیص هویت! و خوشا به سعادت ایرانیان که تا پارلمانشان هم چند همسری را به تصویب می رساند!!!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ شهریور ۲۸, دوشنبه

یادمان تار مو در لای قرآن

امروز Bible را ورق می زدم، ناگهان برخوردم به یک تار مو در میان صفحات. به یاد آن روزها افتادم که پدران ما پشم آقای خمینی را در قرآن ها جستجو کرده و می یافتند!!!

با خودم گفتم: عجب بینش عمیقی داشتند مردم آن دوران!!!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

مسلمانی دموکرات گرا در اروپا خانه گزیده، و نامسلمانی را دشنام می گوید!


امروز پس از نیمروز با یک مرد افغان درگیر شدم.
ماجرا این بود، که در نشستی که در شهرداری برای پناهندگان به جهت سخنرانی شهردار در آستانۀ انتخابات شورای شهر برگزار شد، پس از پایان نشست دریافتم که چتر بارانم دزدیده شده است! از آنجا که جز من واندک شماری، بیشترین را پناهندگانی از کشور سومالی در بر گرفته، که پیشتر نیز از آنجا رفته بودند، من به آنها با دودلی نگریستم، که شاید هر که جای من بود، همینگونه با آن پدیده و رخداد روبرو می گشت. در این راستا با بانویی میانسال هم میهن که آشنایی با او از پیش داشتم، سخن گفته، و از آنچه بر من گذشته خرده گرفتم.
و اما چه گفتم؟
به وی رو کرده و چنین گفتم، که ایشان که دم از اسلام زده، و حتا سی روز را هم در ماه رمضان روزه داشته اند، به چنین کرداری دست می زنند. همچنین افزودم: شاید باید چتر خویش را از دست محمد مصطفی دریافت نمایم. گفته ای را که همواره از زبان ملایان و نمایندگان دین مبین شنیده ایم، که در بهشت چه دریافت می داریم و در روز رستاخیز(یوم القیامة)، ذرة مثقال خیراً یرهُ و ذرة مثقال شراً یرهُ ... به پرسش و چالش کشیده خواهند شد! بیدرنگ آن افغان که شنوندۀ سخنان میان ما بود، برآشفت و مرا به نکوهش گرفته، و گفتگویی ناخوشایند میان ما دو تن در گرفت، که از چه روی به اسلام و محمد مصطفی خرده گرفتی و دشنام گفتی! به هر روی بگذریم که پس از بگو و مگوی فراوان به وی گفتم: از چه روی اگر اسلام خوب است و دینی است نیکو، از کشوری مسلمانخیز به کشوری ترسایی(مسیحی) پناهنده شده، و سر می کنی. پاسخی نداد و همچنان می گفت و می گفت و می گفت!
نمی دانم چه باید گفت و چه باید کرد، که از طالبان سنی و ملایان شیعه می گریزند، و از اسلام پدافند (دفاع) می کنند؟ اگر براستی دینی است نیک ـ که من هیچگاه نه تنها به ستیزه در گفتار و کردار با آن بر نیامده ام، چراکه همواره بر مادۀ شمارۀ 18 منشور جهانی حقوق انسانی پای فشرده ام ـ چرا ما در هیچ کشور مسلمانخیزی، از نیکی پندار، گفتار و کردار نشانی نمی بینیم، و مسلمانان کشورهای ترسای باخترزمین را جایی ارزنده برای زندگی خویش می بینند؟ چرا از کشورهایی که بافت اسلامی درشان در تراز بالا است، اینان می گریزند؟
البته خوب که می اندیشم، بیاد می آورم که وی در پاسخ به پرسشم مرا گفت: تو نمی توانی به من بگویی چرا به اینجا آمده ام. تو نمی فهمی! من برای دموکراسی به اینجا آمده ام. وی را پاسخ دادم: در سخنانت نشانی از مردم مداری و دموکراتیک اندیشی نمی بینم، چراکه اگر می بود، مرا بر می تافتی.
باری... به هر روی در آن باران سیل آسا بی چتر به خانه بازگشتم، و زبانزد آشنا مرا در بر گرفت که: مانند موش آب کشیده شدم!!!
داوری با شمایان.
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

ماه رمضان، دینداری یک ماهه

ماه رمضان برای مسلمانان یک ماهه هم به پایان رسید. مسلماً این قبیل خداترسان در یازده ماه دیگر پیش رو با مشروبات الکلی خودشان را خفه خواهند کرد. نماز هم که دیگر جای خود دارد. این روزها هم که کسی دیگر نماز یومیه نمی گزارد. همه تنها نماز وحشت و میت می گزارند. واقعاً خداپرستی و خداترسی یک ماهه هم جای بسی شگفتی دارد!!!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

واقعاً به دینداری بعضی ها غبطه می خورم!

طرف توی اروپا زندگی میکنه و برای من دم از اسلام میزنه، و از اینکه من مسلمون نیستم، انتقاد می کنه!!!!

بهش میگم: نماز می خونی؟

میگه: نه!

میگم: الکل چی؟ می خوری؟

میگه: گه گهداری!

بهش میگم: تو دم از اسلام میزنی برای من؟؟!!!!!!!! مگر نه اینه که نماز جز فروع دین اسلامه؟

مگر نه اینه که ان الصلوة کانت علی المؤمنین کتاباً منقوتاً؟

مگر نه اینه که فویلٌ للمصلین! الذین عن صلوتهم ساهون ...؟

مگر نه اینکه ان الصلوة عمود الدین؟

مگر نه اینکه ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر؟

و مگر نه اینکه لا ینال شفاعتنا من الستخف الصلوة؟

مگر الکل(شراب و فقاء) جزء نجاسات 7 گانه نیست و نوشیدنش حرام اعلام نشده؟

چی بگم والا دیگه؟؟!!

ارسال به بی رنگی