‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ خرداد ۲۴, جمعه

خامنه ای حیا کن!




مُهر "مرحله دوم انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري ١٣٩٢"
امروز دور دوم انتخابات بوده؟ 
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ اسفند ۸, سه‌شنبه

معجزات انقلاب خميني:


  •  بستن مشروب فروشي، افتتاح بساط منقل و وافور و ترياك و هروئين و كراك و شيشه و هزار كوفت ديگر!!!!
  •  بستن شهر نو، و افتتاح دارالزهراء در كرج و هزار جاي ديگر همراه با بازيگران فراري!!!!
  •  بستن كاباره ها و كشاندن آن به منازل شخصي با نام اكس پارتي!!!!
  • و هزار معجزه ارزنده ديگر كه از دستان پر بركت مقام عظماي ولايت به سوي ملت سرازير مي شوند...
چه بايد گفت!
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ آبان ۲۶, پنجشنبه

اعدام سید علی خامنه ای پایانی برای مجازات اعدام

در خصوص اعدام تاکنون مقالاتی نوشته و در این وبلاگ درج نموده ام. باز می گردیم به همان پرسش دیرینه، که آیا مردم ایران خواهان مجازات اعدامند؟

این تصویر گویای حقیقتی است تلخ که شوربختانه مرا به پاسخ آری نزدیک می سازد. اما به عنوان یک فعال حقوق بشر و دموکراسی در ایران، آرزومند برچیدگی کامل این مجازات از قاموس کیفری در دستگاه دادگری ایران برای همیشه هستم. امید دارم روزی به آن دستیابیم، اگر و تنها اگر بیشترین ایرانیان منش دموکراتیک و آزاده مندانه را در پیش گرفته و همسو با آن باشند.

اما یک نکته:

اگرچه خواهان منع مجازات اعدام می باشم، اما آنرا برای علی خامنه ای خواستار بوده، و آنرا پایانی برای این کیفر آرزومندم.

چــــرا؟

نخست اینکه با آن همه جنایات بشری که دست وی را آلوده می بینم، او را مستحق چنین سزایی دانسته و می دانم.

و دوم آنکه، وی که به قدیسی برای بسیاری از هوادارانش مبدل گشته، بیم آن می رود که پس از انقراض سلطنت فقیه در ایران، اندیشۀ بازگرداندن دوباره اش را به صحنۀ سیاست ـ همچون هواداران سینه چاک صدام حسین معدوم ـ در سر بپرورانند. روشن است برای نیل به این مقصود از هر اقدام غیر انسانی و خرابکارانه ای دریغ ننمایند.

همانگونه که گفته شد، آن را پایانی برای این مجازات برای همیشه می خواهم.

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

خلافت اسلامی بجای جمهوری اسلامی

مــــــــــــژده مـــــــــــــژده ...

Islamic kingdom of Iran!!!!!

خدمت توده ای های محترم که با پول شوروی پروار شده بودند، مجاهدین گرامی، نهضت آزادی، جبهۀ ملی، مصدقی ها، روشنفکر نماهای کم مقداری که با پول ملت و مملکت در سوئیس، آلمان، فرانسه، انگلیس و امریکا و ... ـ خیر سرشان ـ تحصیل کرده بودند، و خر مذهب ها که از کارتر، برژینسکی، کسینجر و دار و دسته پول و خط گرفته، و قدرت را تصاحب کردند، مژده باید داد که سرانجام گندی که زدند به بار نشست!!!!! جمهوری بازرگانی خمینی ستا هم رخت بر می بندد، و نخست وزیر تحت امر ولایت دولت تشکیل می دهد!!!

ای خاک بر سرهایتان که کشور و مردم را به فنا دادید و به اجنبی فروختید!

مردم ایران اگر از سوریه، لیبی، مصر، تونس و قرقیزستان همبستگی را برای رسیدن به عزت و رهایی از چنگال ضحاک نیاموزند، باید بدترین زندگی ها را در چند سال آتی به انتظار نشینند!

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه

امام خون و معاویۀ زمان به محراب رفت


در شگفتم از مردمی که امروز به آدمکشی که بغایت روی معاویه و یزید را سپید ساخته، اقتدا کردند! براستی کسی که دستور و حکم کشتار و تجاوز ـ حتی به مردان ـ را داده و در کارنامۀ خود دارد، در دیدگاه متدینین زمان قابل اقتدا است؟ آیا از عدالت عاری نیست؟ آیا راستی و درست کرداری در منشش پدیدار است؟ باید براستی به آن روزه داران که سی روز را هم ریاضت کشیده اند، همراه با تحسین گفت: اعمالکم مقبول و سعیکم مشکور!!!
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

چه باید گفت، چه باید کرد؟!

در این چند روز که به نوشتن مقالاتی کوتاه پرداختم و از آنچه که پاسخ گرفتم، دریافتم که در مردم ایران گونه ای از بی هدفی و سرگردانی سیاسی محسوس است و دیده می شود. جالب است، که اگر آنان را در این عرصه بی هدف و سرگردان بنامیم، برآشفته شده و یکباره بر می خروشند و چونان گرزی طوفانگر بر پیکر آدمی می بارند!!!
از سویی دیگر اصلاح طلبان دوم خردادی را می نگرم، که پشت سر بیرقدار تدارکارتچی ولایت، خواب وزارت، سفارت، مدیریت کل و ... را دیده، و برای پوزشخواهی از مقام شامخ عظمای ولایتشان، سر و دست می شِکنند!
نمی دانم چه باید گفت، و در نمی یابم چه باید کرد. هیهات از آنهمه زحمات کشیده شده، زخم های برداشته، و خون های بر زمین ریخته و جاری گشته، که پایمال می گردند، و نداها، سهراب ها و کیانوش هایی که دیگر در میانمان نیستند.
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

خامنه ای تو بردی، و من به تو تبریک می گویم

می دانم که در قهقهۀ مستانه ات هستی، و از فرط شادی پیروزی بر مردم در پوست خود نمی گنجی. می دانم.

تو بردی ای خامنه ای. زیرا ما تنها به گوسپندانی می مانیم، که به چریدن در آن دشت بی آب و علفی که تو برایمان ساخته ای مشغول، و به تکه خاری که روزانه عایدمان شود دلخوشیم و خو گرفته ایم. تا کِی پوستهایمان را بکنند، و سرهایمان بریده شوند. آری تو بردی. تو که مانند یزید و یزیدیان سرها را بریدی و همچون خوناشام، خون ها را مکیدی، ای پست تر از یزید. اما تو بردی. این تو بودی که بازی را به سود خویش به پایان بردی. بزودی نیز فرزندت را دست بیعت خواهیم داد. همانگونه که به تو دادیم، و ردای فروانروایی هرگز بر قامتت برازنده نبود. اما با او نیز همان کرده که با تو کرده ایم.

باری، بازی را به تو باختیم زیرا ما مردمی متفرق، نامتفق، ناموافق، ناهماهنگ، بی انگیزه، بی تدبیر، بی شهامت و بی مشفقیم. هر که ما را راهبری کرد، تداوم سلطنت ترا امید داشت، نه خواست ملت را. آری تو بردی. به تو تبریک می گویم ای پسر ابلیس.

ما نیز به روزمان می اندیشیم که چگونه شبش کنیم، و فردایمان چون امروزمان، و امروز چون دیروزمان سیاه است و نکبت بار. تا که اجل کِی سر رسد و زندگی را بدرود گوییم.

ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

دستاورد انقلاب! چه به روز مردم می آید؟

به گفتۀ یکی از دوستان: کم مصیبت و درد و رنج داریم، تجاوز از سوی بسیجی ها هم بدان افزوده شد!!!

این هم دستاورد ارزندۀ جناب خمینی بت شکن در راه جلا بخشیدن به دین مبین اسلام در پرتو ولایت، و نوری که پس از وی از رخسار ملکوتی، جبروتی و هپروتی نایب برحقش جناب خامنه ای متساعد شد!

امروز در خبرها آمد که دخترکی بر اثر گرسنگی در میدان فوزیه از حال رفت! اشک در چشمانم گره خورد. براستی چه به روز مردم در آنجا می آید؟؟!!! پول نفت کجـــــــــــاست؟

توان نوشتن ندارم بیش از این، تو خود حدیث مفصل بخوان ز این مجمل ...

ارسال به بی رنگی